تبليغاتX
فروهر

غزل

کم کم برای صحبت ما دیر می شود

چون عقده ای که یک شبه تکثیر می شود 

جغرافیای بسته ی ما بین که نا گزیر

دائم اسیر پنجه ی تقدیر می شود  

شاید که در تلاقی گنگی که بین ماست

انگشتهای حادثه تکثیر می شود 

از ارتفاع ساده است ای ماه منتشر

روزی هزار آینه تصویر می شود 

در گیر و دار بیم کسوفی که افتاده بود

خورشید پشت پنجره زنجیر می شود 

با من بمان که در تب تندی چنین شگفت

این لحظه هم به نام تو تحریر می شود

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت توسط علی اکرم خانه ای |